تبليغاتX
جایی برای بودن - زنده‌رود ، شبكه استاني و مابقي‌قضايا
 

این مصاحبه را دقیقاً 9ماه پیش انجام دادم، برای ویژه‌نامه نوروزی روزنامه وزین اصفهان زیبا؛ جمعه این هفته که توفیق دیدار شبکه گهربار استانی‌مان را داشتم، باز بیادش افتادم که مطمئنم هنوز حرف‌هایی دارد خواندنی.

برنامه « زنده‌رود » باتوجه به مخاطبان بسیارش (می‌شود گفت یکی از 3برنامه پربیننده شبکه اصفهان) بیش‌تر از تابستان امسال دوام نیاورد. اینقدر پشت سر برنامه حرف بود که مدیرکل محترم، ترجیح داد چند صباحی زنده‌رود را تعطیل کند.

قرار بود دوره جدیدش با اجرای فرزاد حسنی آغاز شود که با آن اتفاقات عجیب و غریب کوله‌پشتی4 همه چیز لغو شد تا سه-چهار هفته پیش که برنامه پاییزی رضا رشیدپور در شبکه تهران با نام «مثلث» پس از یک‌شب پخش، کمی تا قسمتی توقیف شد و جناب مجری بیکار؛ « زنده‌رود » جدید آماده پخش شد با همان مجری و همان روال و همان حرف‌های پشت سرش.

و البته این اتفاق باتوجه به  نوع مدیریت خاص شبکه استانی ما عجیب نبود. تعویض ریاست سازمان اصفهان که همراه با مراسم تودیع و اهدا چندین سکه و ... بود بلافاصله در عرض چند هفته توسط مقامات پرنفوذ شهر وتو شد و طبعاً در شبکه‌ای که اینقدر رئیسش ساده می‌رود و بازمی‌گردد، اجرای مجدد یک برنامه پرحاشیه، با حرف و حدیث‌های فراوان با همان رویکرد و روش، چیز خاصی نیست.

اینقدر حرف در باب این شبکه استانی محبوب‌مان دارم که نمی‌دانم چگونه بگویم،

رسالت گمشده شبکه‌های استانی، بودجه‌های ناچیز استانی، مدیریت بده‌بستان در سازمان، خبررسانی چکه‌ای و سلیقه‌ای و کند، مخاطب‌محوری صرف، الگوسازی اشتباه صداوسیمای کل برای ما جوانان و ...

شاید این فتح بابی باشد برای حرف‌هایی که بازهم روی خطوط قرمز نانوشته و دوست‌نداشتنی وبلاگی‌ست.             تا خدا چه خواهد و بندگانش چه گذارند پیش آید!

  

مدیرکل صداوسیمای اصفهان / رضا رشیدپور و همسرش / مدير تهيه برنامه زنده‌رود

  

 

گپي خودماني با مدير تهيه برنامه « زنده‌رود »

 

« مخاطب محوري طوري نيست »

 

 

جمعه ها صبح كه تمام شبكه هاي استاني را مرور كنيد يا مشغول رله شبكه خبر هستند يا شبكه قرآن ويا كوثر؛ بجز دوشبكه استاني يكي تهران و ديگري شبكه وزين اصفهان. قبل از سال 75 كه شبكه استاني اصفهان راه بيافتد جمعه ها صبح تنها زماني بود كه روي شبكه يك برنامه اي پخش مي شد كه متعلق به اصفهان بود و حالا در آستانه سال 86 بغير از اينكه ما اصفهاني ها مانند 18استان ديگر شبكه مستقل داريم جمعه ها صبح هم برنامه اي مي بينيم بنام “زنده‌رود” كه بنابر روايات 80% بيننده دارد. “زنده‌رود” مخالفان و موافقان بسياري دارد؛ موافقان طرفداران بازيگران و هنرمندان اكثرا تهرانيد و مخالفان طرفداران برنامه هاي بومي. هميشه اين سوال مطرح بوده كه چرا در “زنده‌رود” بايد شاهد مجري تهراني باشيم؟ چرا بايد مهمانان و هنرمندان مدعو تهراني باشند؟و چراهاي بسيار ديگر. سوالاتي كه ما رفتيم و از مدير تهيه “زنده‌رود” محمد علی طالقاني كه اتفاقا مدير تامين برنامه صداوسيماي اصفهان هم هست بپريسم و اي كاش اين دكمه STOP واكمن وجود نداشت تا شما مصاحبه اي جذابتر با خبرهاي و نگفته هاي جالب مي خوانديد!

 

 

مي شود در ابتدا نظرتان را در مورد اهداف شبكه استاني بفرماييد.؟

خوب شما منظورتان از اين سوال مسلماً اين است كه بفرماييد برنامه زنده‌رود چقدر از اين اهداف را برآورده كرده و جنبه استاني را بر كشوري ترجيح داده است ديگر بله؟‌

 

خوب مسلماً به اين سؤال هم خواهيم رسيد. شما بفرماييد اهداف شبكه استاني چي‌هستند تا خوانندگان ما چه براي برنامه زنده‌رود و چه بقيه برنامه‌هاي شبكه 5 زاويه ديد مناسب داشته باشند.

 اين سؤال جواب مشخصي دارد شبكه استاني بايد به مسائل بومي و منطقه‌اي استان بپردازد. ما مي‌گوييم زنده‌رود به اين مسايل پرداخته و اگر هم اندكي نپرداخته چرا؟ خوب ما برنامه‌هاي تلويزيوني را به 4 دسته تقسيم مي‌كنيم، ما كه نه از تهران اين طبقه‌بندي مشخص مي‌شود :

طبقه الف به فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي پرهزينه اطلاق مي‌شود مثل امام علي يا انيميشن

طبقه ب سريال‌ها و برنامه هايي كه مثل طبقه الف پرهزينه نيستند مثل مستند يا سريال هاي معمولي

طبقه ج برنامه هايي كه بيش از 6 آيتم دارند، مستند گزارشي هستند، مثلاً همين زنده‌رود كارشناس/مجري/مهمان/فيلم/گزارش/...

طبقه د برنامه‌هاي ساده مثل سخنراني

تهران مي آيد و اين طبقه‌بندي را براي هر شبكه استاني مشخص مي‌كند و مي‌گويد كه چه تعداد ساعت برنامه‌اي بايد يك شبكه استاني تهيه كند و يا پخش كند. مجموع تهيه اينها 1400 ساعت تعهدات اصفهان ‌است كه بايد برنامه‌ها با قالب بومي ساخته شود در كنار اينها برنامه‌هاي ديگري هم پخش مي‌شود و البته برنامه‌هاي غيربومي هم تهيه مي‌شود. يعني اين طبقه‌بندي و وظيفه بومي‌سازي محدود كننده براي ساخت برنامه‌هاي غيربومي نيست مثلا ‌در سال گذشته ما يك فيلم بلند در مورد فلسطين ساختيم يا يك اكيپ كامل به لبنان رفت و يك برنامه ساخت.

 

آقاي آتش زم‌زم كه ما خودمان باايشان در صفحه جوان مصاحبه كرديم؟

بله

هزينه‌هايش از خارج استان تأمين مي‌شود؟

نه لزوماً، مثلاً اين برنامه مستند را ما خودمان ساختيم بعد شبكه 3 آمد و حق پخش را از ما خريد،‌يا مثلاً بعضي از مراكز در مورد بوسني فيلم ساخته‌اند. مي‌خواهم بگويم ما اگر پايمان را از استان آن طرف‌تر گذاشتيم تخلفي انجام نداده‌ايم.

 

خيلي خوب، در راستاي اين طبقه‌بندي كه فرموديد اهداف زنده‌رود چي بوده است؟‌

زنده‌رود ادامه يك روند ‌چندين ساله است. از ابتدابرنامه‌هاي جمعه‌ها با "برگ هفتم" آغاز شد كه در اين برنامه گلچين برنامه‌هاي هفته پخش مي‌شد؛ بعد از آن قرار شد يك سري برنامه‌هاي تأمين مثل سيرك و ... در كنار برنامه‌هاي توليدي پخش شود تا اينكه اوايل سال 82 برنامه‌اي به نام "آفتابگردان" آغاز به كار كرد.

 اين برنامه يك سير خاص به سمت توليدي‌شدن و به تعبيري انعكاس مسائل استان در پيش گرفت. در اواخر سال 83 در جلسه طرح و برنامه به اين نتيجه رسيدن كه روي ‌صبح‌هاي جمعه بايد حساب جداگانه‌اي باز كرد يعني در طول هفته مردم اخبار مي‌شنوند، با مسوولين ارتباط دارند اما جمعه‌ها صبح مردم ديگر روز استراحتشان است.

آن موقع ديگر زماني نيست كه مسوولان را بياوريم و در مورد مشكلات شهري صحبت كنيم. در روزهاي اوليه زنده‌رود از مردم خواستيم تا بيايند و بگويند كه از برنامه چه انتظاري دارند. در روزهاي پاياني اسفند آفتابگردان 9% بيننده داشت البته همان زمان برنامه ديگري هم در شبكه اصفهان پخش مي شد بنام "بازتاب" كه 23% بيننده داشت و "زنده‌رود" اين روزها 81% بيننده دارد.

 

اهداف را كه نگفتيد، درباره خود “زنده‌رود” بفرماييد.

زماني كه ما شروع كرديم در مورد تك‌تك آيتم‌ها و قسمت‌ها از مردم نظر خواستيم در اوايل با 7 – 8 تا مجري اصفهاني شروع كرديم از بازيگرها گرفته تا مجري هاي موجود ‌اصفهاني.

 سه ماه را بطور ‌آزمايشي تمام مجري هاي‌ اصفهاني را آورديم و از مردم نظر خواستيم تا پايان خرداد 84 نظرسنجي سازمان بيننده "زنده‌رود" را 27% تخمين زده بود؛ تيرماه از يك مجري قوي كه در تهران كار كرده باشد و اصالت اصفهاني داشته باشد دعوت كرديم كه تشريف بياورند؛

آقاي نيما كرمي تابستان 84 را مجري “زنده‌رود” بود. چون شبكه اصفهان صبح‌هاي ماه مبارك رمضان برنامه ندارد ما هم زنده‌رود را تعطيل كرديم و شروع كرديم درهريكاز المان هاي برنامه بازنگري كردن. آبان 84 يكي از آنچه كه مخاطبان زنده‌رود خواسته بودند يك مجري قوي‌تر بود كه در آنجا از رضا رشيدپور دعوت كرديم و آمد در همان اول كار جديد رشد بينندگان مشهود بود.

قصد، اين بود كه اسفندماه 84 برنامه را تمام كنيم اما به علت استقبال مردم و همچنين نظرات مسوولين صدا و سيما به نوعي خوشبختانه و به نوعي متاسفانه ادامه داديم در حالي كه ما در آخرين برنامه سال 84 خداحافظي هم كرده بوديم. البته متاسفانه از اين باب كه با اين حجم پايين امكانات مجبور به ادامه كار شديم. تا نيمه سال 85 را هم با آقاي رشيد پور ادامه داديم البته با مهماناني به مراتب قوي‌تر از گذشته.

 

جناب طالقاني، ضعف مجري هاي  موجود شبكه كه بركسي مخصوصا بيندگان شبكه استاني پوشيده نيست. مخصوصا اينكه تعدادي محدود مجري هستند كه بين برنامه هاي مختلف چرخشي كار مي كنند اما بحث چيز ديگريست. آن طرح انتخاب مجري پارسال سازمان جواب نداد؟

●  من منكر توانايي‌هاي مجري‌هاي اصفهاني نيستم اما آنها قابليت‌هاي دارند درحد خود برنامه‌هاي استان. همانطور كه گفتيد سال گذشته فراخواني انجام گرفت كه حدود 4 هزار نفر شركت كردند. ابتدا 400 نفر بعد 40 نفر و در انتها 16 نفر آقا و 16 نفر خانم را انتخاب كردند كه اين ها بهترينها بودند در مرحله نهايي 2-3 نفر حداكثر كل توانايي‌هايي كه ما مي‌خواستيم را داشتند كه وارد سيستم شدند.

 

يعني بقيه از Norm مجري‌هاي فعلي پايين‌تر بودند!؟

● بله، اجرا كار ساده‌اي نيست ويژگي‌ها و تسلط خاصي مي‌خواهد مثلاً در يك شبكه استاني مثل اصفهان مخاطبان نمي‌پسندند كه چ يا ج مجري بزند. البته اين در يكسري شبكه‌هاي محلي ديگر شايد يك حسن باشد. جنبه ديگر مطالعه مجريست؛

من بعضي وقت‌ها ساعت 2 نصفه شب با آقاي رشيد پور تماس مي‌گرفتم مي‌گفت تو اينترنت مشغول گشتن در مورد حوادثيست كه امروز اتفاق افتاده. يا اين شعر معروف آغاسي را كه ظهرهاي جمعه پخش مي‌كنيم يكبار پياده كرديم 40 بيت شد، داديم به آقاي رشيدپور، يك بار كه خواند از حفظ شد.

 

غير از بحث توانايي هاي اجرا ،زيبايي مجريان يا دقيقتر فتوژنيك بودن آنها هم بايد ملاك باشد. اما به نظر نمي آيد چندان توجهي شده باشد؛ اصلا ملاك‌هاي انتخاب مشخصند؟

● من با مجري‌هاي زيادي كار كرده ام از سال 77 تا به حال. مجري‌اي بوده كه يك متن را بايد 3 مرتبه مي‌خوانده تا جلوي دوربين برود اما من وقتي به آقاي رشيدپور مي‌گويم براي فلان موضوع يك ليد برو ايشان در عرض 3 ثانيه توجيه مي شد و حدود 10 دقيقه در مورد آن صحبت مي كرد،شعر،حديث،آيه،ضرب المثل؛ يعني اينقدر مطالعه و حضور ذهن دارد كه خيلي راحت و با تسلط مي تواند حرف بزند.

 

آيا براي رفع اين مشكل صداوسيما برنامه مدوني وجود دارد؟

براي مقايسه بايد هر چيزي سر جاي خودش بررسي شود، اما در تلويزيون اين گونه نيست. كسي كه كنترل تلويزيون در اختيارش است سرچ مي كند شبكه 1،2،3...5 و توقع دارد شبكه 5 در حد شبكه 3 باشد اما نگاهي به بودجه قضيه را روشن مي كند.

مثلا مي دانيد كه بودجه شبكه 5 تهران 7-8 ميليارد تومان است اما حدس مي زنيد بودجه شبكه اصفهان چند باشد؟ بودجه برنامه سازي شبكه اصفهان 450 ميليون تومان است كه شامل صدا، سيما، تامين، اطلاعات و برنامه ريزي خواهد بود.

 

بحث مجري را پذيرفته ايم به علت ضعف؛ اما عملكرد اجراي مجري هم موثر است. مجري ها تهراني شما از المان هاي اصفهاني در اجرايشان استفاده نمي كنند.

مثلا روز بازي سپاهان و ذوب آهن كه درواقع اصلي ترين مسابقه فوتبال استان است آقاي رشيدپور مدام تبليغ دربي تهران را مي كرد! از مهمانانش و حتي بينندگان شركت كننده در مسابقه تلفني مي پرسيد آبي يا قرمز؟ يا مثال هاي خيلي زياد ديگر.

قسمتي از اين صحبتها به عنوان نمك اجرا بوده است. به طور مثال وقتي كه آقاي رشيدپور درگوشي به آقاي شفيعي جم مي گويد اگر پرسپوليسي هستي مي گذارم حرف بزني معلومه شوخيه؛

البته همان زمان از بچه هاي سپاهان آمدند و گفتندچرا كمتر به سپاهان و ذوب آهن محل مي گذاريد، ما هم به آقاي رشيدپور گفتيم كمتر به آبي و قرمز بپردازد. اما همين الان هم كلي sms داريم كه آقاي سلوكي قرمز يا آبي؟ يعني هيچ وقت نمي پرسند كه ذوب آهني است يا سپاهاني؟

 

چقدر تلفن و پيام كوتاه داريد؟

تقريباً ما در هفته حدود 5 هزار تلفن داريم كه اين رقم وقتي مشخص است كه شما بدانيد تلفن روابط عمومي 25بار درطول روز زنگ مي خورد يعني دو هفته ماكزيمم 200 تا، تازه تعداد زيادي اين تلفن‌ها مربوط به زنده‌رود است. يك بار بچه‌ها حساب كردند هر 2 دقيقه يك بار تلفن ما زنگ خورده است. smsهاي ما هم بين 4 تا 6 هزار متغير است كه اين رقم در برنامهء استاني را جزو برنامه‌هاي پرمخاطب قرار مي دهد.

 

از بحث اجرا جداشويم مي رسيم به اين حرف كه خيلي ها معتقد به اين جمله اند : " رله شبكه تهران روي اصفهان، جمعه ها صبح " نظر شما چيه؟

من اين حرف را قبول ندارم، چون مهمانان ما فقط تهراني نبودند تقريباً تمام هنرمندان اصفهاني برنامه ما شركت كرده‌اند. آقاي اكليلي، آقاي ايزدي سه بار، خواننده‌هاي خوب اصفهان يكي دو مرتبه آمده‌اند؛ در box اول برنامه كه فرهيختگان است تقريباً تمام پزشكان و متخصصان مطرح شهر آمده‌اند،دكتر ميراعلاي، دكتر اخوت، دكتر ميرمحمدصادقي، دكتر نصر.

خيلي از روحانيون مطرح شهر آمده‌اند آقاي رهبر، آقاي آقاي تهراني، آقاي داشتند و آقاي معمارمنتظرين؛ از هنرمندان صنايع دستي خيلي‌ها آمدند خانم امامي و خيلي هنرمندان ديگر.

روزي كه زنده‌رود را طراحي كرديم گفتيم يك سري برنامه‌ها به مسايل بومي مي‌پردازند؛ مجري اصفهاني، مهمان اصفهاني، همانگونه كه قبلاً گفتم قرار شد يك برنامه در سطح ملي مطرح كنيم. همين طور كه مي‌بينيد خيلي از سريال‌هايمان سريال‌هاي كه از شبكه تهران پخش مي‌شود

 

خيلي كه نه همه اش!

بله، مثل "روز رفتن"، "تا صبح"،...  چه اشكالي دارد بازيگرها و كارگردان‌هاي آنها بيايند و براي مردم اصفهان از پخش صحنه برنامه بگويند. ما در تقسيم‌بنديمان اين جوري مشخص شد كه صبح‌هاي جمعه تركيبي از برنامه‌هاي بومي و برنامه‌هاي ملي باشد و يكسري ديگر از برنامه ها صرفاً بومي باشد.

 

يك انتقادي كه هست مي‌گويند بينندگان زنده‌رود برنامه را براي مهمانان آن مي‌بينند.

البته من منكر اين قضيه نيستم اما نگاه كنيد در همان 3 ماه ابتداي كار،‌مجري‌هاي ما اصفهاني بودند و مهمانان ما هم اهل هنر اصفهان ولي 3 برابر بيننده پيدا كرديم يعني با همان شرايط كاملاً اصفهاني هم مي‌شد و توانستيم بينندگان را زياد كنيم

در سري بعدي هم كه مهمان غير اصفهاتي آورديم كساني را دعوت كرديم كه سال‌ها بود به تلويزيون نمي‌آمدند. آقاي پرويز پرستويي به شدت اكراه داشتند كه بالاخره بعد از چندماه در آخرين سكانس‌هاي زيرتيغ به بازي مي‌كردند گفتند به من يك هفته فرصت بدهيد و هفته بعد گفتند من برنامه جمعه گذشته را ديدم ـ برنامه‌اي كه مهمان آقاي نصيريان بودند- و حاضرم شركت كنم. آقاي پرستويي بعد از 4 سال در يك برنامه تلويزيوني شركت كرد. يعني مي خواهم بگويم المان‌هاي زيادي در يك برنامه تليوزيوني سهيم است.

 

بنده هم دقيقا همين را قبول دارم و معتقدم “زنده‌رود” ابداعات بسياري در برنامه سازي اصفهان ايجاد كرده است، از دكور زيبا گرفته تا وله هاي تصويري، ميهمانان و گزارش ها.

مثلا هميشه اين صحبت بوده كه چرا گزارش هايي كه در شبكه هاي سراسري از اصفهان پخش مي شود بخوبي در ان مصاحبه شونده انتخاب نشده يا خوب حرف نمي زند. اما در “زنده‌رود” اينگونه نبوده. چرا اين ابداعات به بقيه برنامه ها استان سرايت نكرده است؟

اين بخش از توفيق “زنده‌رود” را مرهون زحمات بچه‌هاي برنامه است. عوامل برنامه با دل و جون كار مي‌كنند اين نيست كه تصويربردار، كارگردان و گزارشگر بروند و نيم ساعته يه گزارش بگيرند؛ چندين ساعت وقت مي‌گذارند؛

گاهي اوقات از بعدازظهر 5 شنبه شروع مي‌كنند تا ساعت 9 صبح جمعه. مثلا يك برنامه‌اي كه تابستان امسال شب‌ها از شبكه 3 پخش مي‌شد به نام "الفباي مهرباني" تقريباً هين سبك برنامه ما را داشت اما اصلاً نتوانست حتي در برد شبكه 3 توفيقي را كه ما در شبكه 5 به دست آورديم، كسب كند. در حالي كه مي‌دانيد غير از امكانات غير قابل مقايسه تهران و اصفهان،‌دسترسي به منبع هنرمندان و بازيگران بسيار راحت‌تر است. دليل اصلي همين از دل و جون كاركردن بچه‌هاي “زنده‌رود” است.

اميدواريم كه اين نوآوري ها به بقيه برنامه‌ها هم سرايت پيدا كند. من نمي‌توانم در مورد بقيه برنامه‌ها نظريه بدهم اما بچه‌ها در “زنده‌رود” انگيزه‌هاي قوي‌تري دارند كه اصلاً‌ اين انگيزه‌ها مادي نيست مثلاً ديده ام كارگردانمان وقتي يك وله‌اي در جاي مناسبي پخش نمي‌شد يا يه اشكال كوچك در برنامه به وجود مي‌آيد اشك در چشمانش حلقه مي‌زند.

من تهيه كنندگاني سراغ دارم كه برنامه ضبط مي‌كنند و مي‌برند و اصلاً نمي‌دونند كي پخش مي‌شود.

 

اين انگيزه ها كه مي فرماييد بحث مالي كه نيست!؟ چون حرف و حديث هاي زيادي در اين مورد هست.

اغلب حرف‌هايي كه اين پيرامون مي‌زنند جداً‌ درست نيست نه اين كه آقاي رشيدپور برنامه‌اي 500 تومان مي‌گيرند نه اين كه ايشان مهمان‌ها را مي‌آورند. اكثر موقع آقاي رشيدپور صبح كه مي‌رسيدند از مهمان مطلع مي‌شدند. بحث هديه‌دادن هم به مهمانان كاملاً رسمي است جا افتاده.

 

به ميهانانتان هديه ميدهيد يا ... ؟

نه پول مي دهيم، اما اصلاً رقم‌ها اين حدود نيست. حتي بازيگرهايي كه خيلي ادعا مي‌كنند، براي مردم ايم واگر مردم چشمشان را ببندند ما ديگر نيستيم قبل از دعوت طي مي‌كنند. البته همه نوع داريم، بعضي‌ها مي‌گويند با مدير برنامه‌هايمان هماهنگ كنيد، بعضي تا پول نگيرند جلوي دوربين نمي‌آيند، بعضي‌ها هم بزور بايد بهشان پول داد.

 

مي شود در مورد رقم ها هم بگوييد؟

رقم‌ها متفاوت بود از 20-30 تومان تا 1 تومان البته به نظر من حتي در بدترين شرايط يعني يك مهمان 1 ميليون توماني و كل هزينه‌هاي اجراي برنامه و دستمزد و خريدها و ... 1 ميليون تومان ديگر، براي برنامه‌اي كه 2 ميليون بيننده داشته باشد، مي‌شود سرانه يك ميليون و اين مسلماً‌ ارزش دارد. يكبار آقاي مختاباد مهمان برنامه بود، بحثي در مورد مادرزن پيش آمد، رشيدپور گفت نگران نباشيد حرف‌هايتان در اصفهان پخش مي‌شود. همان موقع كي اعتراض داشتيم از انديمشك از كرمان از يزد زنگ زدند گفتند ما داريم برنامه‌يتان را مي‌بينيم. مدير كل يكي از مراكز مستقيماً به مدير كل اصفهان زنگ زده بود گفته بود ما از برنامه شما خوشمان آمده و مي‌خواهيم به همين روال يك برنامه بسازيم.

ما از دبي، امارت، كشورهاي حاشيه خليج بيننده داريم و sms مي‌زنند.

 

 

مدیرکل صداوسیمای اصفهان / رضا رشیدپور و همسرش / مدير تهيه برنامه زنده‌رود

 

ببخشيد خيلي حرف هايمان طول كشيد، براي آخرين سوال، آيا قبول داريد “زنده‌رود” يك برنامه مخاطب محور است.

نه صرفا.

 

نگاه كنيد در طول مصاحبه هرجا شما دليل مي آوريد حرف ها و نظرات بينندگان بود. يعني جلب نظر مخاطبتان برايتان بسيار اهميت دارد.

درست است. رضايت مخاطب براي ما مهم است اما همين حالا ما درخواست هاي زيادي داريم براي دعوت يكسري ميهمانان كه ما معتقديم اينها تنها سوپراستارند و قابليت پرداخت و جلوه دادن ندارند اما در هر حال معتقديم مخاطب محوري هم طوري نيست.

 

 

 

ويژه‌نامه نوروز ۱۳۸۶ --- روزنامه اصفهان زيبا

+ به قلم صدرا مجد در شنبه هفدهم آذر 1386 | 




صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
تمامي پست‌ها





اكـــســـــيـــــر
نفسانيات يک من
چاي نبات
تشريك
حديث هجرت
يونس در اقيانوس
ميزراقلي‌خان راپورتچي
خبرنگار افتخاري نيويورک‌تايمز
تسنيم، چشمه بهشتي
نقطه سر خط
آغاز در نهايت
نقش
آب، خرد و روشني
شاهد بياورم..؟
اين‌جا نبودن
خانه‌ء گرافيك نردبان







گیرکرده در گلو
دل‌نوشت‌ها
اندکی در باب سیاست
روزنوشت‌هاي بي‌خودي
برای یک دوست
هيأت وبلاگي سبو



بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386




SFO in Google Reader
 RSS