تبليغاتX
جایی برای بودن - هفتمين مرد يا بازهم ششم (3)
 
 

انتخابات رنگـُ وارنگي ما
{روان‌شناسي رنگي-تطبیقی كانديداهای دوره ۱۰م}

 

کم پیش می‌آید زندگی‌شان آشفته و بی‌هدف باشد {درست مثل اين ۲۰سال كه هيچ خبري ازشان نبود جز نمايش‌گاه‌هاي نقاشي}
 دیگران برای گرفتن راهنمایی پیش‌شان می‌آیند {اين ۳-۴دوره انتخابات اخير را يادتان هست كه}
 مهم است که برای خود برنامه‌ی روزانه داشته باشند {خيلي مهم است مهندس! برنامه، نه انتقاد از اين چهار سال فقط}
 ارج نهادن به آیین گذشته برای‌شان باارزش است {افتخارات دهه شصت را مي‌گويد حكماً}
 رنگ سرد، نماد طبیعت {اين يكي را بدجور از شخصيت شوما و همسر مكرم برداشت كرده است}
 نشان‌گر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت {آخري را بايد خودتان پاسخ‌گو باشيد نه من}
 فضای کاری سبز رنگ، دردهای دستگاه گوارش را كاهش مي‌دهد {واين براي جمعيت ما كه ۱۰-۲۰درصدشان بيماري گوارشي دارند، خيلي مهم‌ست}


 زندگی با همه‌ی سختی‌ها و گرفتاری‌هایش برای‌شان خوش‌آیند است {راستي از پسرتان چه خبر؟}
دیگران آنها را شخصیتی رک و بی‌آلایش می‌دانند و به همین سبب دوست‌شان دارند {فداي برادر}
روحیه‌ی سرکش‌شان نمی‌گذارد یک‌جا پای‌بند شوند و می‌خواهند درمیان مردم نیز نامی شوند {البته تا وقتي آقا هاشمي اجازه بدهند}
 احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشان‌گر صلح‌ست و امنیت و نظم {فكر كنم اين‌جا روان‌شناس با ۸سال جنگ و فرمانده‌دهي سپاه زياد آشنايي نداشته است}
می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد {مواظب باش برادر محسن}
باوجودی که از محبوب‌ترین رنگ‌هاست اما کم‌ اشتها را برمی‌انگیزد {آخي! چرا؟}
معمولاً نشانه فاسد و سمي‌بودن غذا است {خطرناك شد قضيه}


در هر چیزی تنها میزان بالای آن می‌تواند خوشنودش کند {منظورش خواب دم صبح ۴سال پيش بوده گويا}
 رفتار و سخن‌شان چنان زیبایی‌ای در خود دارد که کم پیش می‌آید کسی خوب بشناسدشان {دقيقا همه شيفته حرف‌زدن شيخ‌اند}
 تیزهوش و خوش‌بین هستند  {دومي را كه كاملا درست گفته اما گويا در اولي...}
 به‌خاطر زنده‌دلی، همیشه دوروبرشان پر از دوستان خواهدبود {دوستان!}
 بیش‌تر از بقیه رنگ‌ها، چشم را خسته می‌کند {خصوصا چشم دوستان اصلاح‌طلب را}
 بااينكه یک رنگ شادست اما بچه‌ها در اتاق‌های زردرنگ بیشتر گریه می‌کنند {پس بايد بي‌خيال مهدي چنجر شد،حال گريه بچه نداريم}
 بااینکه روحیه‌ی شادی دارند اما شادمان نخواهند بود مگر با تقسيم شادی‌های‌شان با دیگران {آخرش بايد شادي‌ را بگذاري براي مهندس}


خودخواه هستند و برای رسیدن به هدف‌های‌شان دیگران را له می‌کنند {دكتر! اولي را كه درست گفته اما ناقلا دومي چطور؟}
اين‌گونه اشخاص تند و سركش‌اند و در عين‌حال فعال، شجاع و کمی عجول {واي چه مي‌كنه اين روان‌شناسي}
به‌وجود آورنده احساس شور و هیجان {اين هم اثبات مدعاي گويندگان پرزيدنت پوپوليستي}
 تحریک‌کننده احساس خشم و عصبانیت {اين يكي را براي هاشمي‌يون گفته گويا}
 قضاوت‌‌هاي عجولانه در مورد ديگران اغلب سبب از بين‌رفتن دوستي‌هاي‌شان مي‌شود {اصلا انگار اين روان‌شناسان از روي قيافه محمود اين‌ها را گفته‌اند}
 كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی‌تفاوت باشد {مثل ۲۰سال گذشته ديگران}
 سبک رهبری آنان سلطه‌جویانه، ارباب‌گونه و گاه ستیزه‌جویانه و تجاوزکارانه است {خوب يه‌باره بگو احمدي‌نژادانه ديگه}

پي‌نوشت
- همه بحث‌هاي روان‌شناسانه را از لينك‌هاي صفحه اول سرچ گوگل با عبارت "روانشناسي رنگ" برداشته‌ام، نمي‌شد رفرنس مشخص داد.
- سعي كردم بي‌طرفانه باشد؛ در تعداد كلمات كانديداها شد، اما محتوا گويا نه!
- هفتمين مرد يا بازهم ششم (۲) :  شما فكر مي‌كنيد، كي از روي كي تقليد كرده!؟
- هفتمين مرد يا بازهم ششم (۱) :  تاریخ فراموش می‌شود گاهي!؟

 

+ به قلم صدرا مجد در جمعه هشتم خرداد 1388 | 




صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
تمامي پست‌ها





اكـــســـــيـــــر
نفسانيات يک من
خبرنگار افتخاري نيويورک‌تايمز
يونس در اقيانوس
چاي نبات
ميزراقلي‌خان راپورتچي
تشريك
روستاي فطرت‌آباد
نقطه سر خط
اين راه بي‌نهايت
من پت هستم
چشمه بهشتي
حديث هجرت
گيومه
نقش
آغاز در نهايت
رشحه
شاهد بياورم..؟
اين‌جا نبودن
خانه‌ء گرافيك نردبان







گیرکرده در گلو
دل‌نوشت‌ها
اندکی در باب سیاست
روزنوشت‌هاي بي‌خودي
برای یک دوست
هيأت وبلاگي سبو



آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386




SFO in Google Reader
 RSS