رژه هم‌چنان باقي‌ست

 چه توقعات سختي! وقتي هنوز دستور ايست صادر نشده، من چه‌كنم؟ چی بنویسم؟ باز خدا را شكر اين شب‌جمعه ماه رجب و زيارت مشهد يكي-دوتا از دوستان و اعتكاف اهل دل، بركاتي براي ما داشت و از شدت و حدت ضربه چهارم رژه اندكي كاسته. حداقل مثل پتك تو سر آدم صدا نمي‌كند اما چرخش و ... همچنان باقي‌ست.

خيلي وقته ديگه تعطيلات تابستان و ايضا عيد تمام شده، بعد از 3-4 روز اول سال بايد رفت سر و كار و تنها حسن تابستان كم‌شدن يك‌ساعتي ساعت كارست. يادش بخير آن‌زمان‌هايي كه برنامه‌ريزي مي‌كرديم براي اوقات فراغت و سه ماه اللي‌تللي ...

 

المپياد نسبتا جهاني

طرح جلد ويژه‌نامه جوان در هفته‌اي كه المپياد موضوع پرونده‌اش بود

دو هفته پيش كلي دردسر كشيديم براي يك گزارش حاشيه‌اي از المپياد جهاني فيزيك، روزنامه وزين ما يك عكاس و يك خبرنگار معرفي كرده بود كه نهايت فعاليتشان شركت در افتتاحيه و اختتاميه بود و ما براي حرف‌زدن با Guideها و بروبچه‌هاي شركت كننده دو-سه ساعت با مدير اجرايي هم‌راهان و گردشگران – كه اتفاقا كاملا آشنا بود- بحث و كلنجار رفتيم كه آخرش اين شد : « نه شما من را مي‌شناسيد و نه من شما را ، هركاري دوست‌داريد بكنيد اما نه رسمي »

اين بود كه كل ايده‌هاي :  مصاحبه با تيم آمريكا ، مصاحبه با يكي دو تا دخترهاي محجبه ، بحث و جويا شدن ديدگاه‌هاي بچه‌ها نسبت به ايران ، گپ و گفتگو با يكي دوتا خارجي اهل فكر و منطق و فلسفه و هزارتا سوژه ناب ديگه، برآب شد و ماحصلش اين گزارش نفوذيانه شد كه تيم نسوان اكسير زحمتش را كشيدند. « توهم یک گزارش از یک المپیاد جهانی » اما همزمان تيمي نشريه داخلي المپياد را تهيه مي‌كرد كه هيچ‌كدام از محدوديت‌هاي ما را نداشت و قرار بود گزارشي هم براي همشهري جوان بروند گويا ماحصلش اين است : «به اصفهان بر می‌گردم !» انصافا خودتان مقايسه كنيد. راستی یک مقایسه‌اي هم بكنيد بين سايت اطلاع‌رساني المپياد ۳۷ام در سنگاپور «IPHO2006» و ۳۸امين دوره در ايران «IPHO2007». اوون وقت پي خواهيد برد كه ...

عكاس فارس كه براي همشهري جوان هم عكس مي‌گرفت

 

آي‌ فرزاد كجا؟ كجا؟

خيلي دير شده، يك‌هفته گذشته و هزارتا حرف و حديث زده شده، از انتقادات خبرگزاري‌هاي رسمي تا حمايت‌هاي وبلاگي ، از اظهارنظرهاي مجري‌هاي صداوسيما پيرامون حرمت و خلاقيت و اجرا تا حركت وبلاگي نقد صداوسيما ، از توبيخ‌نامه گروه اجتماعي شبكه 3 تا شرح‌صدر فرمانده.

خيلي خلاصه و فيلتر شده در ستون « Yokhte نيوز » نوشتم اما در اين مورد خيلي حرف دارم كه بماند براي يك فرصت خوب ...

 

كامران متشكريم ...

خيلي كم پيش مي‌آيد يك گزارشگر صداوسيما يك سوژه ناب پيدا كند و گزارش بگيرد و يا انگشت بگذارد روي موردي كه خيلي حرف و حديث پشتش است.

كامران نجف‌زاده اما نشان داده مي‌تواند در بين اين‌همه هياهو برود سراغ سوژه‌هاي ناب ، اخرين نمونه‌اش گزارش وحشت‌ناك جالبي بود در مورد تيم ملي ، گزارشي كه فقط يك‌بار پخش شد. اگر ندیدید می توانید از اینجا دانلودش کنید. (خواستید هم در گوگل-ویدئو اینجا ببینید )

حرف تمام ماها را زد، بخدا اين‌قدر اين فوتباليست‌ها را بزرگ نكنيد اينها نماد شرف و هويت ملي ما نيستند

در اين باب هم خيلي حرف‌ دارم خيلي خيلي ...

 

 كاش اندكي سرعت اين رژه روندگان كم مي‌شد

 تا مي‌توانستم اندك‌تري به دغدغه‌هايم برسم