... و انا اليه راجعون


مسافرم
خودم را
به تو مي‌سپارم
تا بازگشت
مراقبش باش
تا هميشه..

................................................

نه اين‌كه مي‌آيم
تا به تو برسم
همين‌كه مي‌آيم
به تو مي‌رسم


                              دو‌جمله‌ي قصار بالا از .:گواه:.
    اين وبلاگ يك پست ديگر هم دارد، فقط البت يكي
                                       ان‌شاءالله در نيمه مرداد
                                                         حلال كنيد

نمي‌دانم اين‌جا پايان خط است يا شروع ماجرا؛ بهرحال اين ۳سال و خرده‌اي، كلي حلاليت بايد بطلبم براي نوشته‌ها، ننوشته‌ها، عكس و طرح‌ها، پست‌ها و كامنت‌ها؛ بخواهم تك‌تك نام ببرم، هم آبرويي برايم نمي‌ماند هم آن اسكرول كناره پنجره اينقدر ريز مي‌شود كه ديگر نمي‌شود با ماوس گرفتش، كشيد پايين و رسيد به آخرش.
مي‌دانم حلال كردن و گذشتن سخت است؛ طلبش هم، آبرو مي‌خواهد و دل پاك؛ حالا بي‌هيچ پشتوانه‌اي فقط به اتكاي رجعت به او و قول‌دادني كه تك‌تك‌تان را دعا خواهم كرد به نام، حلاليت مي‌خواهم از تو، شما، ايشان؛ همين.


 

انا لله و ...

مرا ببر دگر اين‌كه كرم نمي‌خواهد
براي كشتن من، كس درم نمي‌خواهد
مزار و مرقد و قبر و حرم نمي‌خواهد
تو را كه داشت، كسي لاجرم نمي‌خواهد

مگر ز روز ازل بحث خلق دوست نبود
دگر نيازي به خاكي كه كينه‌جوست نبود
دگر بهانه آن شه كه خوب‌روست نبود
و احتياج به اين استخوان و پوست نبود

به كار خلقت من اهرمن چه دخلي داشت
خليفه آدم اگر بود، زن چه دخلي داشت
ميان عاشقي روح، تن چه دخلي داشت
فساد و فسق و جنايت، به من چه ربطي داشت

مرا فكنده در اين مزبله شلوغ چرا
براي اين دل ديوانه‌ام بلوغ چرا
مهار و تسمه و زنجير و دار و يوغ چرا
زِ عهد بنده نبودم، دروغ چرا

 

شعر: رضا اميرخاني
                    
حلال كنيد عجالتا
                                         ادامه دارد...

 

هذيان قبل الموت

 
يك جهان يك ديه‌گو جواد!
آدم فوتبالي باشد و جام‌جهاني برقرار، حرف از توپ و آدم‌هاي دونده بدنبالش نزند، مي‌ميرد به خدا. ستاره‌هاي جام بي‌شك مارادونا، اختاپوس، ساحل‌‌عاج و شيلي بودند و البته كمك‌داورها.
اسپانيا هرچي مي‌خواهد باشد، ۷۰۰وخرده‌ای پاس بدهد در يك بازي، تيكي‌تاكي بازي كند و دل‌نشين؛ قهرمان هم بشود (كه امشب معلوم مي‌شود) چون فابرگاس‌جون را نگذاشت در تركيب، هيچ‌ارزشي ندارد قهرماني‌اش در نزد ما، هزارتا از اين‌جام‌ها هم بگيرد پشيزي براي ما نمي‌ارزد، اينقدر جام بگيرد تا جام‌دوني‌شان پاره شود؛ همان‌طور كه ماردونا به ميلي‌تو اعتماد نكرد و با جن‌گولك بازي نتوانست آخرش از پس ژرمن‌هاي اختاپوسي بربيايد.
به قول يكي، عنايات خدايي بود كه سيستم تفكر احمدي‌نژاد-مارادونايي در فوتبال به جايي نرسيد وگرنه الان فيقا زرت‌وزرت بخاطر گرما و باران و برف و ... مسابقه‌ها را تعطيل مي‌كرد كه اين بهترين عقوبت به نتيجه رسيدن اين تفكر بود!
اما مسلما جام دوهزاروده بود و يك جواد، كه با هزارتا گزارش‌گر حرفه‌اي خارجكي هم عوضش نمي‌كنيم، بالاخره جوانان اين مملكت همين يك دل‌خوشي را دارند وگرنه به كي گير بدهند و بخندند!

ديه‌گو/نا‌ن‌پدرخور/سزفابرگاس/غوغاسالار/جوادجان

دريده‌گويان كپي‌رايت نفهم!
هيچ ربطي ندارد كه آنجا بودم؛ سانديس‌ها را خورديم و با ماشين هماهنگ شده آمديم و تحريك‌مان كردند كه چه شعاري بدهيم و يواشكي براي‌مان ناهار آوردند يا نه؛ اما رئيسي كه انتقاد را برنمي‌تابد و اين‌چنين مخالفان خود را دريده‌گو و غوغاسالار مي‌خواند بايد اندكي به خودش بياد.
گرچه حرف‌ها و شعارها از مرز ادب و نقد عبور كرده بود اما آقاي رئيس هم بايد بپذيرد كه رفتار و سكناتش در اين مقام و صندلي‌اي كه برش تكيه زده، تبريك تلفني‌اش كه سرآغاز همه ماجراها بوده و همچنين خيزي كه برداشته براي دوره ۱۱م، به اين راحتي‌ها قابل لاپوشاني نيست؛ بايد بيشتر مراقب اين ۴تا جوان بي‌منطق باشد و البته بيشتر نگران عقوبت كردارش!
وسط اين هياهوهاي دانشگاه آزاد و افاضات مؤدبانه پسر شهيد مطهري، گويا مغفول ماند اين بدعت قانون‌گذاری شخصي و  قضيه كپي‌رايت؛ با رسيدن به روزهاي پاياني ۳۰سالگي شهادت مرتضي مطهري يعني پايان حق تأليف آثارش و به‌طبعش موارد ديگر؛ يك‌هو فوريت مي‌آيد مجلس براي اصلاح قانون سال ۱۳۴۸ و آن‌هم فقط يك ماده‌اش كه مربوط مي‌شود به حقوق مادي پدیدآورنده ؛ باز آقايان اندكي از روي‌شان كم شد و آن تبصره علي‌آقا را كه مي‌خواست فقط كتاب‌هاي پدر را استثناء كند حذف كردند اما ماحصل‌اش شد يك انحصار ديگر در فرهنگ؛ حالا نكته جالبش آن‌جاست كه طبق فرموده داماد شهيد مطهري، اين قانون عطف به‌ماسبق نمي‌شود و كتاب‌هاي جلال و شريعتي و ... عيبي ندارد همه چاپ‌شان بكنند!
البته گويا نبايد از اين مجلس اصول‌گرا بيش از اين هم انتظار داشت

اين‌ها را گفتم كه بدانيد آدم‌ها قبل مردن، كلي حرف دارند براي زدن؛ تازه اين‌ها بغير پست‌هاي اختصاصي براي سوسن‌خانوم و سوسن كوري، فرشيد منافي و راديو پس‌فرداش، پناهيان‌وطلاومس، نفحات نفت اميرخاني، دموكراسي حضرت زم و ... بود.
وقتي حجم ديتا بالا مي‌رود و زمان انتقال پايين، ناچارا سرعت انتقال ديتا مي‌رود بالا و ذهن‌هايي كه پروسسورشان نمي‌تواند اين throughput را تحمل كند، مي‌گويند «هذيان مي‌گويد قبل مرگ‌اش»

 

كاش بازنكرده بپذيردش

 
هديه را دوست مي‌دهد به دوست، يا يك شاگرد به استاد، شايدهم يك عاشق به معشوق و مني كه عاشق دادن هديه‌ام، به محضي كه مي‌بينم اين‌چنين هديه‌اي را مي‌خواهند براي تولد او تدارك ببينند، بي‌اختيار دستم مي‌رود به كي‌بورد و مي‌گويم هستم ان‌شاءالله؛ غافل از سختي عمل به قولي كه داده‌ام و از آن سخت‌تر انتخاب هديه

هديه تولد خورشيدليست كردم، همان‌هايي كه نبايد نام ببرم
خيلي شد، زياد
فونتش را كوچك كردم تا جايي كه بشود خواندشان
فاصله پاراگراف‌ها را كم كردم، مارجين صفحه را هم
اما گويا فايده‌اي نداشت
بزرگي كثافت هركدام‌شان
نه به تعداد حروف كريه‌شان بود
نه به فونت و فاصله سطرها
 
وقتي مي‌خواهي براي دوستت هديه بگيري
نه به جيبت نگاه مي‌كني و اسكناس‌هاي داخلش
و نه حتي به اعتبار بي‌ارزش credit كارتت
مهم اوست؛ اندازه دوست‌داشتن تو و بزرگي او

و اينجا بود كه من عاجز و مفلوك نشستم و نگاه كردم؛ نگاه كردم و خواندم كه اين صدوخرده‌اي بني‌بشري كه در اين تقديم هديه، هم‌پايه شده‌اند چه كرده‌اند و باز هم هيچ نفهميدم. آخرش همان ليست بلندبالا را زيرورو كردم نه با چشمم و نه با عقلم كه با دلم و بالاخره تصميم گرفتم

« دروغ گفتن به خودم »
نمي‌داني چقدر سخت است كه مي‌داني فلان كار اشتباه است و به خودت دروغ مي‌گويي درعين حالي‌كه مي‌داني داري دروغ مي‌گويي

و من مي‌خواهم به لطف دل‌هاي پاكي كه هم‌قدم شده‌اند در اين چله‌ي بي‌گناهي براي هديه تولد خورشيد، ديگر به خودم دروغ نگويم و البته مي‌دانم كه اين اوج خودخواهي‌ست كه براي هديه تولد دوستت هم، باز به فكر خودت باشي
اما كجاست دلي كه بفهمد چقدر دوستم، دوستم دارد
با تمام بدي‌هايم منهاي اين يكي كه قولش را داده‌ام ديگر نداشته باشم
كاش بازنكرده بپذيردش

 

پي‌نوشت

وقتی خط قرمزها جشن تولد می‌گیرند
تو واسه میلادش کدوم گناهت رو پاک می‌کنی؟
می‌اندازم گردن نامم...
چله‌ی بی‌گناهی
هدیه واسه آقا
مناسبت
خط قرمزی به طعم سورپرایز!

هدیه تولد خورشید
هدیه ما امسال به امام زمان دل‌هایی است که چهل روز هوای خود را داشته‌اند. می‌خواهیم از پنجم رجب تا نیمه شعبان چله بگیریم  و در این چهل روز حداقل یک گناه را ترک کنیم و مرتکب آن نشویم. این بهترین هدیه ما به امام زمان است و به خودمان