كاش بازنكرده بپذيردش
هديه را دوست ميدهد به دوست، يا يك شاگرد به استاد، شايدهم يك عاشق به معشوق و مني كه عاشق دادن هديهام، به محضي كه ميبينم اينچنين هديهاي را ميخواهند براي تولد او تدارك ببينند، بياختيار دستم ميرود به كيبورد و ميگويم هستم انشاءالله؛ غافل از سختي عمل به قولي كه دادهام و از آن سختتر انتخاب هديه
●
ليست كردم، همانهايي كه نبايد نام ببرم
خيلي شد، زياد
فونتش را كوچك كردم تا جايي كه بشود خواندشان
فاصله پاراگرافها را كم كردم، مارجين صفحه را هم
اما گويا فايدهاي نداشت
بزرگي كثافت هركدامشان
نه به تعداد حروف كريهشان بود
نه به فونت و فاصله سطرها
وقتي ميخواهي براي دوستت هديه بگيري
نه به جيبت نگاه ميكني و اسكناسهاي داخلش
و نه حتي به اعتبار بيارزش credit كارتت
مهم اوست؛ اندازه دوستداشتن تو و بزرگي او
●
و اينجا بود كه من عاجز و مفلوك نشستم و نگاه كردم؛ نگاه كردم و خواندم كه اين صدوخردهاي بنيبشري كه در اين تقديم هديه، همپايه شدهاند چه كردهاند و باز هم هيچ نفهميدم. آخرش همان ليست بلندبالا را زيرورو كردم نه با چشمم و نه با عقلم كه با دلم و بالاخره تصميم گرفتم
« دروغ گفتن به خودم »
نميداني چقدر سخت است كه ميداني فلان كار اشتباه است و به خودت دروغ ميگويي درعين حاليكه ميداني داري دروغ ميگويي
و من ميخواهم به لطف دلهاي پاكي كه همقدم شدهاند در اين چلهي بيگناهي براي هديه تولد خورشيد، ديگر به خودم دروغ نگويم و البته ميدانم كه اين اوج خودخواهيست كه براي هديه تولد دوستت هم، باز به فكر خودت باشي
اما كجاست دلي كه بفهمد چقدر دوستم، دوستم دارد
با تمام بديهايم منهاي اين يكي كه قولش را دادهام ديگر نداشته باشم
كاش بازنكرده بپذيردش
پينوشت
● وقتی خط قرمزها جشن تولد میگیرند
● تو واسه میلادش کدوم گناهت رو پاک میکنی؟
● میاندازم گردن نامم...
● چلهی بیگناهی
● هدیه واسه آقا
● مناسبت
● خط قرمزی به طعم سورپرایز!
● هدیه تولد خورشید
هدیه ما امسال به امام زمان دلهایی است که چهل روز هوای خود را داشتهاند. میخواهیم از پنجم رجب تا نیمه شعبان چله بگیریم و در این چهل روز حداقل یک گناه را ترک کنیم و مرتکب آن نشویم. این بهترین هدیه ما به امام زمان است و به خودمان