دست‌یافتنی می‌شود آیا !؟

 
یکی از دست نیافتنی‌هایم شعر است؛ نمی‌دانم چرا از بچگی هم بلد نبودم درست و حسابی شعر حفظ کنم. اما اینقدر کیف می‌کنم بعضی، کلی شعر بلدند؛ تند تند می‌خوانند و آنجاهایی که یک‌هو دل آدم می‌خواهد حرفش را با شعر بگوید، عین تک برگ ... می‌زنند زمین!

چند شب است برنامه مشاعره شبکه آموزش را می‌بینم، علی‌رغم اینکه شنیده بودم دکتر آذر کلی برآورد داده واسه این برنامه ساده از لحاظ اجرا، اما واقعا دیدن آدم‌هایی که می‌نشینند گرد یک میز و با خواندن شعر صفا می‌کنند، کلی آدم را سرحال می‌آورد.

همه این‌ها به کنار، این چند قسمت اخیرش، مَشاعِر (مُشاعره کننده‌ها !) بچه‌ها بودند؛ اوج‌ش شب چهارشنبه گذشته بود که رها خانوم ۷ساله‌ای فوق‌العاده شعر می‌خواند. همان نگاه اول که دیدم گفتم این کوچیکی‌های پروین اعتصامی‌ست!
دوست داشتید از اینجا ببینید و لذت ببرید.

 

http://www.aparat.com/v/f78055a1e3d91f95efc7ad609cbe245539747

پی‌نوشت:

آخرش داشتم فکر می کردم یعنی با این زندگی مدرن و پر فرازونشیب امروزی، یعنی می‌شود ما هم بنشینیم و عین پدربزرگ مادربزرگ‌ها شعر خواندن نوه‌مان را دو نفری کنار هم ببینیم و کلی کیف کنیم؟
قبلا شنیده بودم که پدر مادر هر آنچه خودشان نتوانسته‌اند بدست بیاورند را به زور تحمیل می‌کنند به بچه‌شان؛ اما فکر نمی‌کردم به این زودی چنین حسی پیدا کنم! البته این یک‌دونه از دست نیافتنی‌های بنده، کلی ادبی و اخلاقی و عارفانه است وای بحال بقیه‌اش!!!

 

علم عشق در دفتر نباشد

 
یه عمری همه دنبال کلید بهشت می‌گردن؛ دنبال گنج دنبال کیمیا، دنبال راز و رمز سعادت!
ولی جایی دنبالش می‌گردن که نیست، معلومه که نیست

آنچه تو گنجش، توهم می‌کنی
از توهم، گنج را گم می‌کنی

کل قضیه خلاصه‌اش یک کلمه است: تو بگو کلید. بگو رمز؛ این قدر که می‌پیچونی پیچیده نیست، خداوند متعال رمزش رو تو یه کلمه به موسی علیه السلام فرمود. فرمود:
محبت واسه خاطر من، عداوت هم واسه خاطر من!
اینکه فرمودن ولایت رمز قبولیه همهٔ اعماله یعنی همین؛ دوست داشتن واسهٔ خدا

یعنی هر کی رو خدا دوست داره، تو هم دوست داشته باشی؛ یعنی ترازوی دلت بشه خدا؛ محبت واسهٔ خدا، نه واسهٔ چشم و ابرو و خط و خال؛ حتی نه واسهٔ دل خودت، فقط واسهٔ خدا
اگه معیار و میزان محبت خدا باشه، اگه قدرم نبینی باز عمل می‌کنی. اگه ناسپاسی هم ببینی، باز عمل می‌کنی
اونهایی که تو رفاقت وسط کار کم می‌یارن واسه اینه که به خاطر خدا نکردن، اگر نه تو این وادی هر چی بیشتر مبتلا شی مقرب‌تر می‌شی

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری به یمن لطف شما خاک زر شود

اون کیمیایی که همه دنبالش می‌گردن محبته! باقیش بی‌راهه است سنگ لاخه؛ حالا فهمیدی قربونت برم که چرا می‌گن:

بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد

 به بهانه پخش طلاومس از شبکه یک
دوست داشتین از اینجا دانلود کنید و بشنوید
ختم کلام حاج آقا رحیم، استاد اخلاق آقا سید

 


همه را نوشتم که بگم
                   نه، فریاد بزنم
جوری داد بزنم که فقط خودت بشنوی:
                                                     دوست ت دارم
                                                         خیلی ...

 همین