يك جهان يك ديه‌گو جواد!
آدم فوتبالي باشد و جام‌جهاني برقرار، حرف از توپ و آدم‌هاي دونده بدنبالش نزند، مي‌ميرد به خدا. ستاره‌هاي جام بي‌شك مارادونا، اختاپوس، ساحل‌‌عاج و شيلي بودند و البته كمك‌داورها.
اسپانيا هرچي مي‌خواهد باشد، ۷۰۰وخرده‌ای پاس بدهد در يك بازي، تيكي‌تاكي بازي كند و دل‌نشين؛ قهرمان هم بشود (كه امشب معلوم مي‌شود) چون فابرگاس‌جون را نگذاشت در تركيب، هيچ‌ارزشي ندارد قهرماني‌اش در نزد ما، هزارتا از اين‌جام‌ها هم بگيرد پشيزي براي ما نمي‌ارزد، اينقدر جام بگيرد تا جام‌دوني‌شان پاره شود؛ همان‌طور كه ماردونا به ميلي‌تو اعتماد نكرد و با جن‌گولك بازي نتوانست آخرش از پس ژرمن‌هاي اختاپوسي بربيايد.
به قول يكي، عنايات خدايي بود كه سيستم تفكر احمدي‌نژاد-مارادونايي در فوتبال به جايي نرسيد وگرنه الان فيقا زرت‌وزرت بخاطر گرما و باران و برف و ... مسابقه‌ها را تعطيل مي‌كرد كه اين بهترين عقوبت به نتيجه رسيدن اين تفكر بود!
اما مسلما جام دوهزاروده بود و يك جواد، كه با هزارتا گزارش‌گر حرفه‌اي خارجكي هم عوضش نمي‌كنيم، بالاخره جوانان اين مملكت همين يك دل‌خوشي را دارند وگرنه به كي گير بدهند و بخندند!

ديه‌گو/نا‌ن‌پدرخور/سزفابرگاس/غوغاسالار/جوادجان

دريده‌گويان كپي‌رايت نفهم!
هيچ ربطي ندارد كه آنجا بودم؛ سانديس‌ها را خورديم و با ماشين هماهنگ شده آمديم و تحريك‌مان كردند كه چه شعاري بدهيم و يواشكي براي‌مان ناهار آوردند يا نه؛ اما رئيسي كه انتقاد را برنمي‌تابد و اين‌چنين مخالفان خود را دريده‌گو و غوغاسالار مي‌خواند بايد اندكي به خودش بياد.
گرچه حرف‌ها و شعارها از مرز ادب و نقد عبور كرده بود اما آقاي رئيس هم بايد بپذيرد كه رفتار و سكناتش در اين مقام و صندلي‌اي كه برش تكيه زده، تبريك تلفني‌اش كه سرآغاز همه ماجراها بوده و همچنين خيزي كه برداشته براي دوره ۱۱م، به اين راحتي‌ها قابل لاپوشاني نيست؛ بايد بيشتر مراقب اين ۴تا جوان بي‌منطق باشد و البته بيشتر نگران عقوبت كردارش!
وسط اين هياهوهاي دانشگاه آزاد و افاضات مؤدبانه پسر شهيد مطهري، گويا مغفول ماند اين بدعت قانون‌گذاری شخصي و  قضيه كپي‌رايت؛ با رسيدن به روزهاي پاياني ۳۰سالگي شهادت مرتضي مطهري يعني پايان حق تأليف آثارش و به‌طبعش موارد ديگر؛ يك‌هو فوريت مي‌آيد مجلس براي اصلاح قانون سال ۱۳۴۸ و آن‌هم فقط يك ماده‌اش كه مربوط مي‌شود به حقوق مادي پدیدآورنده ؛ باز آقايان اندكي از روي‌شان كم شد و آن تبصره علي‌آقا را كه مي‌خواست فقط كتاب‌هاي پدر را استثناء كند حذف كردند اما ماحصل‌اش شد يك انحصار ديگر در فرهنگ؛ حالا نكته جالبش آن‌جاست كه طبق فرموده داماد شهيد مطهري، اين قانون عطف به‌ماسبق نمي‌شود و كتاب‌هاي جلال و شريعتي و ... عيبي ندارد همه چاپ‌شان بكنند!
البته گويا نبايد از اين مجلس اصول‌گرا بيش از اين هم انتظار داشت

اين‌ها را گفتم كه بدانيد آدم‌ها قبل مردن، كلي حرف دارند براي زدن؛ تازه اين‌ها بغير پست‌هاي اختصاصي براي سوسن‌خانوم و سوسن كوري، فرشيد منافي و راديو پس‌فرداش، پناهيان‌وطلاومس، نفحات نفت اميرخاني، دموكراسي حضرت زم و ... بود.
وقتي حجم ديتا بالا مي‌رود و زمان انتقال پايين، ناچارا سرعت انتقال ديتا مي‌رود بالا و ذهن‌هايي كه پروسسورشان نمي‌تواند اين throughput را تحمل كند، مي‌گويند «هذيان مي‌گويد قبل مرگ‌اش»