وقتي همه مي‌خوابند...

 

وقتي خرس‌ها زمستان‌ها مي‌خوابند

وقتي درختان با شروع سرماي هوا آهسته آهسته مي‌خوابند

وقتي خوابند و خبر از نتايج درخشان طرح‌هايشان ندارند، فرياد سر مي‌دهند كه براي اولين‌بار در ايران، طرح امنيت اجتماعي را در مطب‌هاي اطباء اصفهان اجرا خواهيم كرد!

وقتي داور جشنواره فجر در جواب معترضان، استدلال مي‌كند: شماهايي كه پاي اوون نامه را موقع انتخابات امضا كرديد حالا چه مي‌گوييد!؟ +

وقتي بهترين بخش خبري‌يمان آشكارا تبليغ وحدت اصول‌گرايي مي‌كند و كثرت و تفرقه اصلاح‌طلبي

وقتي قانون‌هايي داريم كه طبق آنها مي‌توانيم با نظر شخصي صلاحيت آدم‌ها را بسنجيم

وقتي ۳00دقيقه يك سريال را حذف مي‌كنيم و با جابجاكردن روزهاي پخشش سروته‌اش را جمع +

وقتي نماينده دوره اول مجلس شهرمان بازهم احساس تكليف مي‌كنند اين‌بار براي دورهء هشتم

وقتي بعد از 30سال هنوز تصاويري داريم كه قرار است امسال براي اولين‌بار پخش شود

وقتي فكر مي‌كنيم بقيه خوابند و نمي‌فهمند

وقتي آنها كه بايد به فكر باشند به خواب‌اند

وقتي ...

خواب گاها لازم است و واجب

اصلا فكركنم حكمت خواب همين است

بخوابيم به اميد آنكه وقتي بيدار مي‌شويم ديگر خواب نباشيم

وقتي خرس‌ها زمستان‌ها مي‌خوابند، پس چرا ما نخوابيم

گرچه از شروع زمستان 40روزي گذشته؛ گرچه سرما مي‌رود كه برود

اما خواب ما كه سرما و خرس و زمستان نمي‌شناسد

واجب است و لازم

پس تا اولين روز آخرين ماه سال

خــــ ... و ... ر   پــــ ... و ... فــــ

 

خداحافظ شام غريبان ميدان محسني ...

عجيب بود برايم، هنوز هم نمي‌دانم درست است يا نه؟ بعد از آن اتمام حجت امام در شب عاشورا گويا هنوز ... يعني تمام صبح تا ظهر عاشورا را در كنار امام شمشير زده است اما ... يعني تمام مدت در كنار پاك‌ترين آدم‌ها بوده و بازهم ... يعني تمام مصيبت‌ها را ديده و تمام حرف‌ها را شنيده و ... عبادت مشروط !

« فتح خون » سيد مرتضي، در باب « غربال دهر » نوشته است :

{ ... ضحاك بن عبدالله خود مي‌گويد: « چون دیدم كه اصحاب حسین همه كشته افتاده‌اند و جز "سوید" و "بشیر" دیگر كسی نمانده است،  به او گفتم : یابن‌رسول‌الله ، می‌دانی آن عهدی را كه بین من و توست؟ من شرط كرده بودم كه در ركاب تو تا آنگاه بمانم كه جنگجویی با تو هست، اكنون كه دیگر كسی نمانده است، آیا مرا حلال می‌داری كه از تو انصراف كنم؟ و حسین اذن داد كه بروم ... »  }

موسوعه كلمات الامام الحسين ، ص 452

  

تمام شد..

تمام شد، امسال ديگر هيچ خبري از به انحطاط رفتن عزاداري امام حسين، روزنامه رسمي چاپ نكرد، ديگر عكس‌هايي از ابتذال ميرداماد چاپ نكرد كه ياد شلمچه و يالثارات را برايمان زنده كند و روي چشمان دختران و پسران خط مشكي بگذارد.

... در اين مراسم مبتذل كه شبيه يك پارتي بزرگ خياباني بود، دختران و زنان بدحجاب و بي حجاب با لباسهاي مستهجن و چسبان و روسري‌هاي توري و پسران لاابالي با تيپ‌هاي غربي در غروب عاشورا و شام غريبان حسيني به وقيح‌ترين وضع، اعتقادات و مقدسات مسلمانان را مورد تمسخر و توهين قرار دادند...

 نمايش ابتذال به بهانه شام غريبان حسيني ؛ اسفند83 ؛ روزنامه جمهوري اسلامي  

 

  

ديگر« شرق » نبود كه « حامد يوسفي » براي‌مان از شيوه جديد عزاداري جونان تهراني و برخوردشان با نيروي انتظامي بنويسد :

... اتومبيل سواران اغلب جوانان زير سي سال با لباس هاي مد روز، صداي نوارهاي پاپ عزاداري ؛ دخترها  اغلب آرايش هاي متناسب با عزاداري داشتند؛ اعم از لباس هاي سياه شب، لاك سياه، و ... بعضاً به طرزي غيرحرفه اي چادر عربي به سر داشتند و در مواردي اندك روبنده زده بودند. روبان هاي سياه بسته شده بود، و از شيشه هاي ماشين ها اغلب مي شد ديد كه آدم ها مشغول تجديد آرايش اند...

 شام غريبان در ميدان محسني ؛ اسفند 82 ؛ روزنامه شرق 

 

اما امسال خيمه بود، خيمه بود تا در چند مقاله جداگانه به واكاوايي اين پديده نوظهور بپردازد. 

شام غريبان ميدان محسني ، سال‌هاي گذشته

« سيد جواد رسولي » همشهري جواني مثل هميشه اول انتقاد مي‌كند بر سيستم موجود و نبود پژوهش‌هاي و غيره و بعدش شرح مي‌دهد كه

 ...به نظر مي‌رسد شام غريبان ميدان محسني يك عكس‌العمل افراطي است در مقابل شيوه‌ی سنتي عزاداري در ماه محرم. نوعي از عزاداري كه در آن تعدادي از عناصر سنتي حفظ شده‌اند و بقيه كلاً كنار گذاشته شده‌اند...

این فقط قله کوه یخ است ؛ سيد جواد رسولي

 

« حميدرضا ابك » هم دنبال ريشه‌يابي فلسفي اين رخداد مي‌رود و از سختي يافتن پاسخ اين سوال كه آيا بايد عزاداري ميدان محسني را به رسمين شناخت يا خير؟ و تمام گزاره‌هاي موجود را در نفي و اثبات اين واقعه بررسي مي‌كند و در انتها مي‌گويد :

...به رسمیت شناختن یا نشناختن چنین پدیده‌هایی، بیش از آن که نیاز به تصمیم‌های آنی و برخوردهای قهری داشته باشد، مستلزم شناخت دقیق پدیده و تحلیل و بررسی موشکافانه و منتقدانه‌ی آن است. طبیعی است که دولت‌مردان و سیاست‌مداران در هیچ کشوری متولی مباحث نظری و کاوش در پیش‌زمینه‌ها و پیش‌فرض‌های وقوع یک پدیده نیستند؛ این وظیفه‌ای است که به دوش نخبگان است...

میدان محسنی در برابر پرسش فلسفی ؛ حميدرضا ابك 

 

 وبالاخره « محسن‌حسام مظاهري » كه تحقيق مبسوطي در زمينه عامه‌پسندي هيأتهاي مذهبي انجام داده است و حالا دارد ارشد جامعه‌شناسي در تهران مي‌خواند هم پشت پرده ميدان محسني را شرح داده است، از سيطره رسانه‌ها مي‌گويد و داستان ميدان محسني تهران كه يكي از ساخته‌هاي همين رسانه‌هاست، يكي از کارکردهاي پنهان آيين‌ها و مجالس مذهبي را مي‌گويد كه کارکرد فراغتي آن‌هاست و شرکت در آن‌ها در عمل ابزاري براي پُرکردن اوقات فراغت محسوب مي‌شده است با شاخصه‌هايي چون رايگان، گسترده و عمومي و جذاب‌بودن و نيز فحواي ديني‌ داشتن و از خلق شدن  آيين‌هاي متنوع سوگواري پس از ممنوع‌شدن و حذف آيين‌هاي ملي ايرانيان که عمدتاً شامل جشن‌هاي باشکوه و مناسبتي بوده است و مهم‌تر از همه از خصلت ساحرگي رسانه‌ها و يك‌جا پنبه همه تحليل‌ها را مي‌زند :

 .. تنها نكته‌ي حساسيت‌زا در پديده‌ي ميدان محسني همان آن است كه عزاداران و ناظران هر دو جوانند، همين. اين واقعيتي است كه در روايت رسانه‌اي از اين پديده همواره مغفول مانده است و لحاظ‌ كردن آن مي‌تواند پنبه‌ي بسياري تحليل‌ها و تفاسير را يك‌جا بزند...

 پشت صحنه میدان محسنی ؛ محسن حسام مظاهری 

 

امسال شام‌غريبان، میرداماد سبز بود. نه از درختچه‌های بلوارش بلكه از لباس نیروهای یگان ویژه و بسیج و سپاه و ... و ملتی که سواره و گاه پیاده با بهت و ترس می‌گذشتند و مجال توقف چند لحظه‌ای هم نداشتند. گويا همه چيز تمام شد.

نيروي انتظامي، امسال، اجازه برگزاري مراسم شام غريبان در اطراف ميدان محسني(مادر) را نداد

 

من هنوز نمي‌توانم به نتيجه مشخصي برسم، گرچه خودم دو سال پيش « محرم و محله‌هاي اوون‌ور آب » را نوشتم اما هنوز گيجم؛ شديد توصيه مي‌كنم سه مقاله خيمه، خصوصا نوشته حميد‌رضا ابك را بخوانيد، جمع دستگاه خاص امام حسين و پديده‌هاي امروزي ... چقدر سخت است...

شما جداً فكر مي‌كنيد تمام شد؟

 

آسمان صاف و هوا آفتابي، گاهي هم ابري...

همه چيز آماده براي يك زندگي عادي...

كار، درس، پول، خواب، عشق ...

خداحافظ حسين‌جان! تا عاشوراي بعدي ...