خنجر، اشك و فرار امپراطور
داستان تمام شد.
داستاني كه به ياري همه رسانهها خصوصا رسانه ملي شروع شده بود، تمام شد.
امپراطور خودكشي كرد آنهم با خنجر!
خودش را كشت قبل از اينكه بكشندش
مربياي كه در طول ۲۰سال سابقهاش هيچگاه تجربه سرمربيگري را نداشت به كمك تمام ابزارهاي رسانهاي مربي تيمي شد كه هيچ چيزي براي از دست دادن نداشت، ۶سال بود كه ديگر قهرمان نميشد، سپاهان،فولاد،سايپا و حتي ديگر تيمهاي شهرستاني جاي را براي پايتختنشينان لوس و تماميتخواه تنگ كرده بودند و اين بهترين فرصت بود براي بازگشت.
رئيسجمهوري كه سراسر حرفهايش گسترش امكانات به شهرستانها و توجه به شهرهاي كوچك بود، از اين يكي نتوانست بگذرد، تيم فوتبالي كه ميليونها هوادار دارد تمام نياز پوپوليستي مرد ۱۶۷سانتيمتري سادهپوش و پركار و پرحرف را ارضا ميكرد.
۲۰ ميليون طرفدار عدد كمي نيست! (مسلم ميدانيد كه ۲۰ميليون ديگر هم متعلق به آبيهاي پايتخت است، ۲۰-۳۰ميليون ديگر هم يا از فوتبال متنفرند يا نينيكوچولو يا لب موت! )
امپراطور با تمام امكانات غيبي و عيان در ثانيههاي پاياني ليگ، جام را تقديم هوادارانش كرد و تصميم گرفت كه برود.
برود تا نه ياد و خاطرهاش در چشم دوستدارانش خراب شود و نه دستاش رو.
چرا كه حالا مرد عمل ميخواست
تكرار قهرماني، بازيهاي جام باشگاههاي آسيا و رويارويي با حاشيهها كسي را ميخواست كه علاوه بر ۲۰سال آناليزوري و كمك مربي بودن، يك مدير هم باشد، يك سرمربي واقعي.
اما برگشت، به قول خودش با يك تماس تلفني از رئيس سازمان
۸۰۰هزار دلار خودش، ۲۰۰هزار دلار دوست كرهاياش، ۳۰۰هزار دلار كمك مربي برزيلياش و بازار داغ بازيكنان خارجي همهاش هيچ!
فقط و فقط عشق به هواداران پرسپوليس
●
ليگ آغاز ميشود...
سياستهاي فرش و پسته مدير فسيل باشگاه جواب دادهاست.
خريد بهترينهاي ايران با قراردادهاي چندصد ميليوني، كوچكترين هديه به افشينخان بود
اما معلوم نيست اين پيكان از كجا سر در آورده! اين ذوبآهن كوجا بوده! برق شيراز كيه!
يعني چه؟ مگر معني داره كه تيمي با چنين بازيكنها و چنين سرمربي متشخص و جنتلمني بعد ۱۴ هفته ۴باخت داشته باشد، بردهايش هم همه در خانه و جلو چندين هزار تماشاچي و هياهوهاي آنها
كمك مربي ۳۰۰ميليوني، ۷۰درصد قراردادش را ميگيرد و چون پدرش ۲بار سكته كرده، قهر ميكند و ميرود برزيل.
مهاجم آقاي گل برزيل كه طبق مدعاي سرمربي بهترين مهاجم پرسپوليس خواهد شد، تو زرد از آب در ميآيد و ارتباطش با ماركو برزيلي و مدير باشگاه كرهاياش مشت خيليها را باز ميكند.
●
بيشك آدم باهوشيست
افشينخان قطبي را عرض ميكنم.
حالا بهترين بهانه، كمبود امكانات است و عدم تحقق شرايط قرارداد و البته خودكشي
« ...
کنون با توجه به حوادث حاشیهای تیم که برخی از افراد در خارج از باشگاه ایجاد کرده که بیشتر به دسیسه برای جلوگیری از موفقیت این تیم شکل میگیرد نتایج در خور و شایسته مجموعه تیم فوتبال پرسپولیس اعم از مدیریت، کادر فنی و بازیکنان حاصل نشده و این تنها به بهانه حضور بنده در این تیم است. از آنجایی که با تمامی قلبم پرسپولیس و هواداران آن را دوست میدارم، خنجر جدایی را در قلب خود فرو کرده واز کنار تیم دور میشوم، شاید با این اقدام دشمنان ما، خوشنود شوند و دست از سر این تیم بردارند.
... »
●
اشكهايتان را ديديم امپراطور
اما به ياد داشته باشد اينجا ايران است
مردماش گرچه زياد خنگاند و دير فهم
اما فرق اشك و دلار و ترس و عشق را خوب ميفهمند
حيف كه جنتلمن بودي و با ادب
خوش باشي امپراطور ترسو !
البته ميداني كه ترسو اصلا كلمه بدي نيست، درست مثل Crazy
ما همگي ترسوايم، مخصوصا وقتي زياد تحويلمان ميگيرند و ميترسيم كه زود بادكنك بتركد!
فقط بعضيهايمان پررو هم هستيم كه شكر خدا تو ترسو پررو نبودي!
سلام به دوست كرهايت، همسرت در آمريكا
ماركو، ديكارمو و تمام بروبچ كرهاي
اسپانسرها و managerها برسان
موفق باشي امپراطور، هرجا كه باشي





چرا باید سندهایی محرمانه چند سال پيش در منزل عباس عبدي پیدا شود؟
