آ ر ا م ...
این سماور جوش استپس چرا میگفتی
دیگر این خاموش است!؟
باز لبخند بزن
قوری قلبت را
زودتر بند بزنتوی آن
مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعلهاش را کم کن
دستهایت
سینی نقرهی نور
اشکهایم
استکانهای بلور
کاش
استکانهایم را
توی سینیِ خودت میچیدی
کاشکی اشک مرا میدیدی
خندههایت قند است
چای هم آماده استچای با طعم خدابوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز
روز چهلام
چای با طعم خدا - عرفان نظرآهاری
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 1:2 توسط صدرا مجد
|
باز لبخند بزن