يكيمانده به آخر
افتضاح است...
مديريت بنده را ميگويم
بنده را هم بنده فرض نكنيد!
بنده را مخلوقی بگيريد بيدستوپا كه هيچ اختياري ندارد جز زندگیكردن
{ وچه اختيار زيادي براي چنين بندهاي! }
آنكه آن بالا نشسته، درست مثل يك انگشتدانه میچرخاندش
هميشه هر وقت خواسته است مديريت كند
زماناش را، برنامهها و آيندهاش را
صاف، بيكم و كاست، رك و پوستكنده
زده است توي كاسه و كوزهاش!!!

از بهمنماه متنفرم
خير اشتباه نشود
دهه مبارك، پيروزي شكوهمند و انفجار نور كه قدسیاند
و خدشهاي حتي تفكری بر ساحتشان، مستوجب عقوبتهاي ناگواريست
من باب يكیمانده به آخر سال بودنش، عرض میكنم
درست مثل ۴شنبهها
هرچی كار است و تحويل پروژه و درس و نكبت
همهاش جمع میشود براي اين ماه
وبرعكس عاشق اسفندم
درست مثل ۵شنبهها
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 20:5 توسط صدرا مجد
|