ت و ل د
vتولد دوسالانه
درست دو سال پيش بود كه تصميماش را گرفتم، اولش زياد كبري به نظر نميرسيد اما حالا كه نگاه ميكنم تركش جدي جدي كبراست!
تصميم نوشتن، آنهم اينجا را ميگويم.
ايدهاش برميگشت به حرفهايي كه نميشد بزنم، حرفهايي كه آهسته آهسته داشت فشار ميآورد و خفهام ميكرد، حرفهايي كه آنوقت نميتوانستم در آن جريده فخميه بهزور گزارش و تحليل و ستون بهخورد مخاطب نبودهاش بدهم و طبيعي هم بود كه نشود.
اما حالا كه چنديست ديگر آن مطبوعه وزين نيست، بدجور دلبسته اينجا شدهام.
از همان روز اول خرداد ۸۶، مانيفست اين بود، هنوز هم هست:
اينجا جاييست برای خودم
بدون هیچ کدام از آن محدودیتهایی که اصلا دوستشان ندارم، بدون ترس از عیانشدن لایههای پنهانم و حتی بدون ترس از درست بودن یا نادرست بودنشان
و حالا بعد دوسال، « جایی برای بودن » برای همین است و البته خواهد بود
اگر او بخواهد ...

●
vهمه پستهاي دوستداشتنيام
۹۵ پست در مدت اين دوسال، تقريبا ميشود هر ۷-۸روز يك پست
برايم خيلي مهم بوده است كه هيچوقت وقفهاي طولاني نداشته باشم، عين اين وبلاگهايي كه خداحافظي ميكنند تا كي!
حتي در كرببلا، اوج درس خواندن براي كنكور و يا حتي وقتي هيچ چيزي به آن دوگوله محترم نميرسید!
پستهاي اپيزودي را دوستدارم، نميدانم چرا هروقت دست به كيبرد بردهام تا بنويسم، پستهايم خصوصا اين چند اپيزوديها طولاني ميشود و چهقدر موضوع كه بدين سبب ننوشتم
بعضي وقتها پستهايي كه خيلي برايش وقت گذاشتهاي اصلا مورد توجه قرار نميگيرند
و برعكسش پستهايي كه براي صرف بهروزبودن آپ كردهاي!
از ايندو مهمتر برايم گرافيك وبلاگ بوده
چندينتا پست كه صرفا حرف در طرح بودست و غير ممكن است پستي بيابيد كه عكس و طرح نداشته باشد و البته هم، همهاش لايسنسدار!
اما هرچه بود و هرچه هست، همين است
اينها را بيشتر از هم دوست داشتم
بقول خودم، دوستتر داشتم!
پیامکی برای خدا، شايد! - پنجشنبه هفتم آذر۸۷
اميدوار مـ/باش ... - پنجشنبه سی و یکم مرداد۸۷
د و س ت ... - شنبه نوزدهم مرداد۸۷
كــاش بــرايــم كــامـنـت ميگـذاشـتـي! - جمعه بیست و چهارم خرداد۸۷
يعني او مرا دوست دارد ؟ - شنبه یازدهم اسفند۸۶
محرم و محله اونور آب - یکشنبه بیست و سوم دی۸۶
درددلهاي يك اخراجي در روز جشن سالگرد - سه شنبه بیستم آذر۸۶
چرا داد ميزني؟ كسي آن بالا نيست - چهارشنبه بیست و هفتم تیر۸۶
نـــســـل جــــدیـــــد گـــیــــج - سه شنبه بیست و نهم خرداد۸۶
خدايا تورخدا آهستهتر، من از اين سرعت ميترسم - پنجشنبه بیست و چهارم خرداد۸۶

●
vدوستهايي بهتر از آب روان
نه از آن وبلاگهاييام كه آنقدر خواننده دارند كه همه ميخواهند لينكشان آنجا باشد، كه هركس لينكاش اينجاست مايه افتخار من است
نه از آن وبلاگهاييام كه هر كه ميرسد و يك كامنت ميگذارد لينكاش كنم
يا هر دوست و رفيقي كه هوس وبلاگبازي كرد و وبلاگي بهراه انداخته بگذارمش در دوستان
مرتب نوشتن و حفظ حرمت وبلاگ هم برايم مهم است
يكجورهايي دوستان برايم واقعا دوستاند، انتخابكردنش سخت، نگهداشتنش سختتر
خيلي جاها را ميخوانم، بعضيهاشان را مرتب، كمترش را كامنت ميگذارم
و اينها را دوست دارم وقتي ميخوانمشان
حالا بعد دوسال كه نگاه ميكنم، چنان گرفتار نوشتهها و كامنتهاشان هستم كه هرگز فكرش را نميكردم
دوستتان دوستي كه حتي نديدمشان! اما دوستشان دارم:
نفسانيات يک من حاشيههايش خواندنيترند از متنهاي سنگين و نقلياش!
خبرنگار افتخاري نيويورکتايمز عاشق وبلاگستان، تازه پيشكسوت هم هست بين ما!
يونس در اقيانوس آخه فيلسوف را چه به وبلاگ!
چاي نبات شيخ و جواد يكتركيب ايدهآل
ميزراقليخان راپورتچي خوب شد كيهان هست و حسينجون شريعت!
اين راه بينهايت كاش مينوشت مثل اين + نه يك عكس و يك بيت ضميمهاش!
تله پاتي احمدآقا همهفنحريف و انگشت تو هر سوراخ كن!
تشريك يك وبلاگ با ۹تا نويسنده و ۱۰تا خواننده
تاكسينوشت جامعهشناسي وسط مردم
نقطه سر خط كيلومترها اونطرف اما دلش گيركرده اينطرف
من پت هستم ونكوور و هميشه آنلاين
چشمه بهشتي آلاچيق دوست و عشق برادر!
حديث هجرت فقط عشق پستهاي تحليلي با كامنت بالاي ۱۰۰
گيومه خداي تشبيه و استعاره، پنهان و نهان
نقش ورودي هشتاد و سه، پايه اصلي هيات سبو
شاهد بياورم..؟ طرحهايش حرف دارد
اينجا نبودن آخه حاجي تو كه نميرسي واسه چي آخه!

وبلاگ پرخواننده لينك ما را ميخواهد چهكار؟ يكنفر طلبه
استاد گرافيك، هممحله و البته ريزبين كاغذ كاربن
فقط تو كار رابطه دختر و پسر! بزبز قندي نگران
الهم صلي علي محمد و اله محمد روزنامه دانشجويي
هنوز نفهميدهام چرا اينقدر سرد و منفي اين روزها كه ميگذرد
فوقتخصص وبگردي و كپيپيست! Mody
اوه! اوه! فوق تخصص تحليل و وب سه الف
خارجكي كه ما نميفهميم، محض مرام! My Diaries
من كه هنوز نفهميدم چي به چيه!؟ قلمرو ضد
آدم كه كارش بالا بگيره و صبحها بره شبكه۲ وبلاگ ميخواد چيكار!؟ هادينامه
مدتهاست منتظر آپ كردنش نشتستهايم ببنيم ساركوزي حالش چهطوره! ما و خودمان
معماري كه گويا ديگر دوست ندارند بنويسد نقاط عطف
حكما ارتباطشناس كارهاي واجبتري دارد تا وبلاگنويسي درباره مسائل مهم
فاطي كه بقول خويش اهلنظرست در فلسفه كوششش بسي بيشترست قمار عشق
●
نميدانم چند نفر و چهكساني اينجا را ميخوانند
گرچه در همان مانيفست هم با خود شرط كردهام
بنويسم حتي بدون ترس از خواندهنشدن
اما فكر نكنم خواهش گزافي باشد كه براي يكبار
توكه مي خوانی اينجا را، مزين فرماي بخش نظرات ما را
ممنون ميشوم و سپاسگزارت
اگر انتقاد هم بكني از اينجا كه چه بهتر
بله شوما!